إنا لله وإنا إليه راجعون
شامگاه روز يکشنبه 1/8/90 مصادف با شب دحو الأرض در سوک ارتحال استادی نشستيم که باور از دست دادنش برای خانواده گروه عربی دشوار و طاقت فرسا بود.
استاد دکتر جعفر دلشاد را همگان به صفاتی می شناختند که در طليعه آن ها: عشق به کار و مسئوليت، حبّ اهل بيت عصمت و طهارت، و نظم و انضباط در کارها بود.
ابيات زير که مصراع اولش استمداد از خواجه شيراز است، ما حصل احساسی است که در اولين شب سوکش به من دست داد. يادش گرامی باد
بياد استاد فرزانه و مهربان مرحوم دکتر جعفر دلشاد
استاد گروه عربی دانشگاه اصفهان
فاش می گويم و از گفته خود دلشادم دل به مهمانی دلبر شد از اين دل شادم
تن قفس بود و نيارسـت نمايد پــرواز مرغ دل پــر زد و کرد از قفســم آزادم
دوستان! دار فنا نيست پذيــرای خلود خود ببينيد چه سان من همه را بنهادم
گويي انگار نبد بيشتر از چنــد نفــس بين ميـــلاد مــن و حادثــــــه ميعــــادم
عمر خود در پی خشنـودی دادار قدير سر به سجّاده تسليـم و رضايــت سادم
در دل حلقه پر شور و دل انگيز شمــا سال ها زمزمه عشــق و صفا ســردادم
سال ها شيوه تحقيق نمـودم به شما نک ببينيد که در شيــوة عشق استادم
دوستان وقت فراق است شمـا را بدرود من از اين شهر خراب عازم شهــرآبادم
دل شـادان مـــــرا نيــک به خاطــر آريد من هم از ياد دل شــاد شما دلشـادم
محمد خاقانی
دوشنبه 2/8/1390